قراره تنهای ما روز جدایی فردا بود خلاصه فردا واسه ما شروع کل دردا بود
فردا قرار بود من و تو از هم دیگه جدا بشیم فردا قرار بود هم دمه گیره بی صدا بشیم
از تو چه پنهمون گل من.من خیلی وقته بی توام دیروز و فردا نداره برام خیلی سخته بی تو ام
یادش بخیر قلب تو برام سنگ صبور میخواستم عاشقت کنم هر جور شده حتی به زور
حالا که نیستی لااقل تسکین به قلب من بده اون که نخواست پیشم باشی حالا کجاست صبرم بده
چه جوری باور کنم رقیب من نازت کنه شبا کنارت بخوابه ار خواب بیدارت کنه
یادته که زیر بارون تو دعا کردی که بمیرم منم قل دادم که دیگه عکستو بغل نگیرم
تو دعات گرفت و من مردم اما عاشقم هنوزم با همون قاب عکست میگذرونم شب و روزم
لحظه های آخر تو میره از یادم به سختی بدرقت اومدم اما دست تکون ندادی رفتی
یه دل خوشی دارم هنوزم حالا که دارم میمیرم هر وقت که بارون بباره تو رو کنارم میبینم
نگاه به چشم خیس من به عشق پاکم نکنین رفیقم رفته سفر چند روز خاکم نکنین
شاید خوشش نیاد که من تو خاک و خونه پیرهنم
مردم چرا نمیاد با گل سرخ به دیدنم
توقع داشتم میمیرم حداقل نگاه کنه
حتی نیومد لحظه ای با جسمم وداع کنه
نويسنده:مجيد خراطها

|